درازترين حشره جهان كشف شد

دانشمندان از كشف درازترين حشره جهان در جزيره بورنئو خبر دادند. اين گونه توسط يك روستايي محلي پيدا شده و به يك طبيعت شناس آماتور مالزيايي به نام «داتوك چان چي لون» تحويل داده شده است.

به گزارش ايسنا ، نام اين حشره به احترام وي، «فوباتيكوس چاني» يا «مگااستيك چان»، انتخاب شده است.

حشره شناسان انگليسي با مطالعه روي اين گونه اظهار كردند كه بدون شك اين درازترين حشره‌اي است كه تاكنون در دنيا كشف شده است.

اندازه حشره با به حساب آوردن پاهايش 7/56 سانتيمتر و بدون محاسبه آن از نوك سر تا انتهاي شكم 7/35 سانتيمتر است.

اين در حالي است كه درازترين حشره‌اي كه تاكنون شناسايي شده بود حدود 9/2 سانتيمتر طول دارد.


مشكلات خود را در خواب حل كنيد!

به گفته دانشمندان، مغز انسان به هنگام خواب اطلاعات دريافتي را بازيابي مي‌كند.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خوزستان دانشمندان ادعا مي‌كنند كه با توجه به شواهد موجود مي‌توان اين نصيحت قديمي را كه « براي حل مشكل خود بخوابيد» تاييد كرد. خواب

آنها همچنين معتقدند كه خواب حافظه را تقويت مي‌كند و توانايي طبقه‌بندي انبوه اطلاعات دريافتي روزانه را به مغز مي‌دهد.

به گفته باب ستيك گولد، استاد روانپزشكي دانشكده پزشكي‌ هاروارد، انسان در طول خواب نه تنها به حافظه خود ثبات مي‌دهد بلكه معنا را نيز استخراج مي‌كند.

او در ادامه گفت: خواب به ما كمك مي‌كند كه از تجارب اكتسابي خود قوانيني دريافت كنيم. حتي اگر توضيح اين مطلب پيچيده باشد ولي مانند درك تفاوت بين سگ و گربه است.

اين گروه تحقيقاتي ميزان يادآوري ارتباط بين كلمات و علايم در افراد مورد آزمايش را مورد بررسي قرار دادند.

آنها توانايي اين افراد را در يادآوري كلمات خوانده شده قبل و بعد از خواب ارزيابي كردند و دريافتند كه افراد در حالت خواب مي‌توانند شمار زيادي از كلمات مرتبط را به خاطر آورند و يادآوري كلمات حاوي موضوعات مشترك نيز آسان‌تر است. 

همچنين در صورتي كه فرد در فاصله بين خواندن مطلب و يادآوري آن نخوابد احتمال فراموشي يك مطلب از هر چهار مطلب وجود دارد.

دكتر جان گروگر از مركز تحقيقات خواب دانشگاه شوري، اعلام كرد: سال‌هاي سال كسي هدف از خوابيدن را نمي‌دانست؛ البته اكنون ما تنها با چند جنبه از خواب كه قابليت بازيابي اطلاعات را دارد، آشنا هستيم.

او گفت: انسان در طول روز انبوهي از اطلاعات را شكل‌دهي و ذخيره‌سازي مي‌كند و به نظر مي‌رسد تنها شيوه‌اي كه مغز به كمك آن اين اطلاعات را سامان‌دهي مي‌كند، خواب است.

منبع: ايسنا

کشف ثاتیرات مثبت زردچوبه در مبارزه با آلزایمر

محققان آمریکایی با آزمایش زردچوبه موجود در ادویه کاری دریافتند که این ادویه تاثیر مثبتی در پیشگیری از آلزایمر دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه کارولینای شمالی با آزمایش زردچوبه موجود در ادویه کاری بر روی مدل حیوانی نشان دادند که این ماده تاثیر مبثتی بر هوشیاری ذهن می گذارد.

همچنین با نگاهی به آرشیوهای پزشکی می توان دریافت که مردم هند که به طور روزانه عادت به مصرف این ادویه غذایی دارند نسبت به مردم غرب بسیار کمتر به بیماری آلزایمر دچار می شوند.

در این خصوص این دانشمندان در اجلاس سالانه کالج رویال روانپزشکی انگلیس اظهار داشتند: "با آزمایش دوز بالای زردچوبه روی موشهای آزمایشگاهی کشف کردیم که این ماده یک مانع مهم در تشکیل پلاکهای "بتا آمیلوئید" است. این پلاکها به عملکردهای مغز آسیب می رسانند و منجر به بروز بیماری آلزایمر می شوند."

براساس گزارش تلگراف، این محققان در آزمایشگاه موشهای اصلاح ژنتیکی شده ای ایجاد کردند که مغز آنها پر از این پلاکها بود اما با مصرف زردچوبه به تدریج این پلاکها از بین رفتند.

به اعتقاد این محققان ادویه کاری می تواند در ساخت داروهای ضد آلزایمر آینده مورد استفاده قرار گیرد.

توضيح تكميلي مدير سايت:
بيماري زوال حافظه يا آلزايمر ناشي از نقص در پروتئين تائو است. اين پروتئين هايي كه در اثر تغيير تبديل به يك عامل بيماري زا مي شوند را پريون مي نامند.بيماري هاي پريوني انساني از طريق وراثت سيتوپلاسمي ، قابليت توارث و انتقال به نسل بعد را دارند.
.
پريون ها ساختارهاي درون سلولي هستند كه بجاي عملكرد طبيعي ، عملكرد غير طبيعي دارند. بعنوان مثال پروتئين tau كه يك پروتئين متصل شونده به ميكروتوبول ها در سلول هاي عصبي است ، در اثر ساختار غير طبيعي بجاي ميكروتوبول ها ، به ميكروفيلامنت ها متصل مي گردد. اين امر ايجاد بيماري آلزايمر مي كند.پريون
.
پريون ها پروتئين هايي هستند كه يك توالي اسيد آمينه مشخص دارند ، اين پروتئين ها چه وضعيت طبيعي داشته باشند و چه وضعيت غير طبيعي ، توالي اسيد آمينه آن ها تغييري نمي كند. لذا سيستم ايمني پروتئين هاي خارجي نظير ويروس ها را شناسايي مي كند و اين پروتئين ها كه توالي طبيعي دارند توسط سيستم ايمني شناسايي نمي شوند. طبيعتا توالي پروتئين هاي خارجي فرق مي كند لذا باعث شناسايي مي گردد. در حاليكه برخي پروتئين ها كه بصورت طبيعي فعاليت مي كنند در اثر تغيير بعضي ساختار هاي مارپيچ آلفا به صفحات بتا ، عملكرد خود را از دست داده و بعبارتي تبديل به پريون مي شوند. در نتيجه پريون ها تنها حاصل تغيير ساختار دوم پروتئين است ، نه توالي آن.
.
پروتئين Tau پروتئيني است كه در آكسون سلول هاي عصبي به ميكروتوبول ها متصل شده و باعث انتقال حبابچه هاي ترشحي حاوي ناقيلين عصبي مي گردد. در اثر تغييرات اين پروتئين و تشكيل ساختارهاي بتا در آن ، توانايي خود را براي اتصال به ميكروتوبول ها از دست داده و در عوض به ميكروفيلامنت هاي رشته هاي عصبي متصل مي شود. عدم اتصال پروتئين تائو به ميكروتوبول ها ، نقل و انتقالات سلول هاي عصبي را با مشكل مواجه نموده و مانع پيام رساني مغز مي گردد.

اسرار موفقيت در برقراري يك رابطه زيباي عاشقانه

سلام عزيزان دلم مي خواهم كمي در مورد عشق صحبت كنيم.

همه ما داراي يك ضمير ناخود آگاه هستيم. چه شما و چه محبوبتان. قبل از اينكه شما همتاي خود را پيدا كنيد ، ضمير ناخود آگاه شما به دنبال محبوبش مي گردد. لذا قبل از شما او است كه با ضمير ناخود آگاه فرد مقابل ارتباط برقرار مي كند. 

عشق يك راه ارتباطي همه جانبه با فرد مقابل است. اين ارتباط زماني پيش مياد كه فركانس هاي دو نفر بر روي يك موج تنظيم بشه (عشق دو طرفه).
روح ما داراي سنسور هايي است كه اين را تشخيص مي دهد. شما بارها ممكن است كنار فردي قرار بگيريد و بدون هر گونه مكالمه اي به شما احساس آرامش دست دهد. لذا قبل از اينكه شما معشوق خود را پيدا كنيد روح بدنبال آن مي گردد.
ولي مشكل اينجاست كه در اكثر مواقع ما با عقل و يا خواست هاي جسماني و مادي ، در كار ضمير ناخود آگاه دخالت مي كنيم و بنابراين در انتخاب معشوق خود اشتباه مي كنيم.


خداوند قبل از خلقت انسان ، عشق را آفريد. اگر دنبال عشق نگرديد ، خودش سر راهتان قرار مي گيرد ولي اگر يك لحظه عقل را وارد ميدان كنيد ، چشمانتان بينايي خود را براي شناسايي معشوق واقعي از دست خواهد داد.

واقعا داستان مفصل است ، ولي مطمئن باشيد عشق وجود دارد و خيلي زيباست هرگاه كه شما بتوانيد يك رابطه عاشقانه دو نفره برقرار كنيد.

دوستان عزيزي كه بطور افراطي با اين قضيه برخورد مي كنيد. هر چيز زيبايي شايسته عشق ورزيدن است. حتي فردي ممكن است عاشق يك شاخه گل سرخ باشد.  اصلا زيبا پرستي عيب نيست.

از نظر دانشمندان حوزه اخلاق عشق بالا ترين فضيلتي است كه يك انسان ميتونه بهش دست پيدا كنه و نقطه اوج عظمت انسان به حساب مياد. به طور مختصر عرض كنم در يك تقسيم بندي علمي عشق به سه نوع تقسيم ميشه:
1- عشق متريال يا فيزيكي
2- عشق فيليا
3- عشق آگاپه
عشق فيزيكي يعني شما عاشق يك عضو معشوق ميشويد .

عشق فيليا يعني عشق به فضائل اخلاقي مثل كسي كه عاشق عدالت است. بعنوان مثال بارزش ميشه افلاطون كه به تعادل و عدالت عشق مي ورزيد. يا سقراط كه عاشق حكمت بود.

.
عشق آگاپه بالاترين مرحله عشق است كه به مفهوم عشق به انسان به خاطر انسان بودن آن است. در اين عشق، عاشق همه انسانها را از خود ميپندارد و به همه آنها عشق مي ورزد و درد آنها را درد خود مي داند. مثال بارز اين نوع عشق مادر ترزا و آلبرت شوارتزر هستند.
اما از اين مسائل علمي كه بگذريم من بر اساس تجربه خودم ميگم "عشق" حتي در سطحي ترين نوعش هم خيلي براي انسان خوبه اگرچه آفاتي هم داره ولي انسان رو به نوعي پختگي ميرسونه.

دكتر آزمنديان در همايش "تكنولوژي عشق" كه حضور داشتم ، از افرادي كه تا عشق يك نفر را نسبت به خودشون مي بينند شروع به بازي و آزار و اذيت فرد مي كنند را بعنوان افراد اردك صفتي ياد كرد كه اصلا لياقت عشق را ندارند. فردي كه عاشقش مي شويد بايد همچون عقابي جسور و بي باك باشد و شما را با آغوش باز بپذيرد نه آنكه كودكانه دست و پاي خود را گم كنند و شما را به نيستي و نابودي بكشند. 

من كتاب هاي خانم دكتر باربارا دي آنجليس را به شما توصيه مي كنم. 
 
دوستان خوب سعي كنيد هيچگاه از مطالعه غافل نشويد. اطلاعات خود را در تمام زمينه ها افزايش بدهيد. 
يك فرد تحصيل كرده ، علاوه بر علم خود بايد در روابط اجتماعي نيز موفق باشد. اين روابط مي تواند بين شما و همكلاسي هايتان ، شما و همكارتان ، و يا شما با محبوبتان باشد. 
 
مطالعه بهترين راه حل است. با عشق نيز مثل يك علم برخورد نماييد. اطلاعات خود را براي حفظ يك محبوب خوب بالا ببريد.

 

منتهي برخي از دوستان متاسفانه يك نفر را مي بينند ، بعد از مدتي به وي علاقمند مي شوند. منتهي زمانيكه شما علاقه خودتان را ابراز مي كنيد فرد مورد نظر عشق شما را به بازي مي گيرد. در حاليكه قلبا خوشحال شده است ولي وانمود مي كند كه از شما خوشش نمياد. شما ده ها دفع با او صحبت مي كنيد باز هم نمي پذيرد.

چنين فردي لياقت عشق را ندارد ولي شما ممكن است آبرو و حيثيت خود را از دست بدهيد كه چه چيزي بدست آوريد؟ هيچ چيز. چنين فردي اگر بعد از 100 دفعه پيشنهاد بدهيد بالاخره بپذيرد ، شريك مناسبي براي شما نخواهد بود زيرا شما را به خفت مي كشد. چنين فردي ياد ندارد قدر احساسات آدم ها را بداند. بنابراين دوستان گل با انديشه هاي مثبت سعي كنيد يك رابطه زيبا برقرار كنيد. سعي نكنيد انگشت بر روي نقطه ضعف هاي طرف مقابل بگذاريد.

همينقدر كه فردي وارد رابطه شما شد كه زيبا مي انديشيد ، شما را دوست داشت ، اجازه دهيد به تدريج علاقه اش را به شما ثابت كند. به او فرصت دهيد. نه اينكه تا با يك پيشنهاد مواجه مي شويد جواب رد بدهيد. با شما هستم خانم هاي محترم كه اسم اين عمل را حجب و حيا ميناميد. دوستان خوبم به خدا قسم ، اگر شما با يك فرد بشينيد و درمورد عشق صحبت كنيد و بگذاريد فردي راحت حرف دلش را به شما بزند اسلام به خطر نمي افتد.

در نتيجه دوستان خوب هر گاه شخصي را ضمير ناخود آگاه شما پيدا كند هيچوقت مجبور نخواهيد بود منت او را بكشيد. بلكه با نزديك شدنش به شما آرامش مي دهد. شما عاشق مي شويد كه از لذت عشق بهره مند شويد نه اينكه همه چيز خود را فدا كنيد (بي نتيجه). هر گاه رابطه عاشقانه زيبايي را برقرار كرديد آنگاه مجاز هستيد فداكاري را هر چقدر كه مي خواهيد انجام دهيد زيرا كسيكه وارد اين رابطه شده است لايق هر گونه فداكاري است. چه بسا افرادي كه بخاطر كسيكه فكر مي كنند دوست دارند خود كشي مي كنند. بزرگترين حماقتي كه يك فرد مي تواند در طي زندگي بكند.بنابراين دوستان گلم مثبت فكر كنيد ، مثبت برخورد كنيد ، و سعي نكنيد هيچگونه فرصتي را از دست بدهيد چه بسا كه همان فردي كه به آساني دست رد به سينه اش مي زنيد ، مناسب ترين فرد براي شما باشد.

در پايان به اين نتيجه گيري كليدي من دقت كنيد: هر چيزي كه شما بعنوان يك دستاورد زندگيت مي خواهي بدست بياوري ائم از شغلت ، ماشينت ، و يا عشقت باشه ، يادت باشه كه بايد به قيمت خوبي برايت تمام شود و آن بقيمت لذت بردن از تمام لحظات زندگي. هر دستاوردي كه بدست آوردنش براي تو رنج داشته باشه بدرد نمي خورد. دوست گلم واقعا من تجربه كردم. هر گاه هر چيزي را شما به زجر وارد زندگيت بكني بزودي از دستش مي دهي. عشقي كه با منت وارد زندگيت بشود ، همان نشود بهتر است و دير يا زود خودش از زندگيت بيرون خواهد رفت. پس خوشحال نباش يك محبوبي را بعد از تلاش بسيار تونستي بدست بياري. زيرا كه لايق تو بالا تر است. و عشقي بزودي وارد زندگيت مي شود كه با يكديگر به كمال مي رسي بشرطي كه عجله نكني و خودت را نبازي.

انسان بزرگ تنها يك هدف در زندگي دارد و آن لذت بردن از تك تك لحظات قشنگ زندگي. رسيدن به بالاترين درجات در حاليكه يك لحظه شادي خود را ازدست ندهد. بنابراين چه كسي گفته كه شما بايد رنج ببري كه به وصال فلان محبوب برسي ، يا سكته كني كه مي خواهي خونه بسازي؟

در نتيجه بياييد لذت ببريم و به گنج برسيم

آرزوي سالي سرشار از عشق و محبت را براي تك تك دانشجوهاي گل دارم.

کشف توانایی خوابیدن در پرندگان

پژوهشگران آمریکایی با بررسی ویژگیهای رفتاری "سهره راه راه" دریافتند که حتی پرندگان نیز می توانند همانند پستانداران بخوابند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان موسسه مطالعات بیولوژیکی سالک در ساندیگو با بررسی گونه "سهره راه راه" استرالیایی کشف کردند که این پرنده نیز همانند پستانداران از توانایی خوابیدن برخوردار است.

این دانشمندان با نصب الکترودهایی به سر پنج نمونه از این پرنده کوچک استرالیایی موفق شدند فعالیت مغزی این پرنده ها را ثبت کنند.

براساس گزارش نیویورک تایمز، نتایج این تحقیقات که در مجله علمی " Pnas" منتشر شده است نشان می دهد که در این امواج الکتروآنسوفالوگرافی مغز این پرنده و حرکات سریع چشم حاکی از توانایی سهره در خوابیدن است و امواج کند خواب در این پرنده همانند مرحله گذار در الگوهای خواب پستانداران است.

در این خصوص این دانشمندان اظهار داشتند: "این اولین بار است که در این گروه از حیوانات ویژگیهای خواب پستانداران کشف شده به همین علت ما از مشاهده این پدیده شگفت زده شدیم چون در پرندگان فضای قشر تازه مخ (نئوکورتکس) وجود ندارد."

توانایی باکتریها در تبدیل جریان الکتریسیته به متان کشف شد

محققان در دانشگاه پنسیلوانیا موفق به کشف گونه ای از باکتریها شده اند که با جذب جریانهای متناوب الکتریکی می توانند از الکترونها به عنوان منبع انرژی برای تبدیل دی اکسید کربن به متان استفاده کنند.


به گزارش خبرگزاری مهر، باکتریهایی که توانایی تبدیل الکتریسیته به متان را دارند می توانند یکی از بزرگترین مشکلات را در رابطه با تامین انرژی قابل احیا رفع کنند.

امروزه توربین های بادی منابعی قابل اطمینان به شمار نرفته و میزان خروجی انرژی سلولهای خورشیدی به شدت تحت تاثیر شرایط جوی و میزان تابش خورشید قرار دارد. چنین نوساناتی در خروجی انرژی ناشی از این منابع مشکلات بزرگی را برای شبکه های الکتریسیته که عملکرد آنها بر جریان ثابتی از انرژی تکیه دارند، به وجود خواهد آورد.

ایده جدیدی که می تواند منبع ثابتی از سوخت زیستی و پاک را ارائه کند بر استفاده از نوع خاصی باکتری تاکید دارد که توسط جریانهای متناوب الکتریسیته تغذیه شده و با ترکیب با دی اکسید کربن، متان تولید می کند.


محققان دانشگاه پنسیلوانیا این باکتری ها را کشف کرده و اعلام کردند زمانی که این موجودات بر روی قطب منفی یک سلول الکترولیتی قرار گیرند می توانند الکترونها را جذب کرده و از انرژی آنها برای تبدیل دی اکسید کربن به متان استفاده کنند.

محققان این رفتار را در میان باکتریهای به نام متانو باکتریها - اولین گونه های زیستی که توانایی تولید متان به این شیوه را دارند- کشف کردند. بسیاری از متخصصان بر این باورند که استفاده از باکتریها در تولید متان نسبت به کاتالیزورهای رایج از سرعت بالاتر و هزینه کمتری برخوردار خواهد بود.

همچنین به دلیل اینکه دی اکسید کربن در ایجاد فرایند تولید متان نقش عمده ای را به عهده دارد، متان به عنوان یکی از سوختهای خنثی کننده کربن و محافظ محیط زیست شناخته می شود.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، تاکنون تکنیکهای متعددی به منظور تولید سوخت هیدروژن مورد استفاده قرار گرفته است اما به گفته دانشمندان در حال حاضر سوخت متان با سازه های صنعتی و نیازهای بشر همخوانی بیشتری داشته و به همین دلیل کشف منابع جدیدی از این سوخت می تواند قسمت عمده ای از بحران انرژی را رفع کن

بهترين احساس روزانه را با انار تجربه كنيد


نتايج تحقيقات علمي نشان مي دهد كه در ميوه انار تركيبات سودمند بسياري وجود دارد كه استفاده روزانه از آن باعث نشاط و سلامتي انسان است.

در داخل بذر انار تركيب نادري وجود دارد كه مي تواند سبب به تاخير افتادن پيري و تاثيرات ناشي از آن شود.

روغن بذر انار داراي خاصيت استروژنيك طبيعي است اين خاصيت مي تواندبه طراوت رنگ پوست و رفع چين و چروك بينجامد و به انسان كمك كند تا احساس جواني بيشتري داشته باشد.

روغن بذرانار يك ضد التهاب طبيعي است، كه مي تواند باعث تسكين سريع تحريكات جزئي پوست شود.

اين روغن هم مي تواند به طور مستقيم روي پوست به كار برده شود و هم زير نظر پزشك به صورت داخلي به كار رود.


روغن بذر انار تنها منبع گياهي از اسيدهاي چرب ( cojugated ) است و شامل مقداري استثنايي از پانيسيك اسيد و تركيبي نزديك به CLA مي شود.

پژوهش هاي علمي نشان مي دهد كه خاصيت هاي درماني قوي و ممانعت كننده CLA ممكن است بدن انسان را براي مبارزه عليه بيماريهايي نظير سرطان، ديابت، چاقي و بيماريهاي قلبي كمك كند.

پانيسيك اسيد موجود در روغن بذر انار داراي سوپر CLA است كه اين تركيب بسيار نيرومندتر از تركيب CLA معمولي است.

روغن بذ رانار ، رنگ شرابي درخشان و عطر و رايحه اي طبيعي دارد و استفاده روزانه از اين روغن بهترين احساس را به انسان مي دهد.

محققان انگلیسی موفق به کشف یک ویروس جدید شدند

محققان انگلیسی موفق به کشف یک ویروس مشترک در میان بیماران مبتلا به دیابت شدند و اعتقاد دارند که این ویروس می تواند منجر به گسترش موارد بسیار بیماری دیابت مخصوصا در میان کودکان شود.



به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از بی بی سی؛ همچنین محققان انگلیسی پس از مطالعه بر روی خون افراد بزرگسال دریافتند که 40 درصد از افراد بزرگسال مبتلا به دیابت نوع دوم دارای نشانه هایی از عفونت در سلول های تولید انسولین خود بودند.
بر اساس این گزارش این احتمال وجود دارد که محققان با کشف این ویروس امیدهایشان را برای کشف یک واکسن جدید گسترش دهند.
روزنامه" کوریره دلاسرا" دیروز نوشت : ‪۸۰‬درصد بیماران مبتلا به دیابت ، چاق هستند و یا اضافه وزن دارند ، در این افراد ظاهرا عضلات بدن از چربی ‌های اضافی برای تولید انرژی بجای قند استفاده می ‌کنند. بنابراین اگر از جذب چربی در روده‌ها جلوگیری شود، پانکراس بطور طبیعی بکار خود ادامه می دهد و ترمیم می ‌شود.
این پزشک ایتالیایی که متخصص جراحی چاقی است، این روش را بر روی تعدادی از بیماران انجام داد که موفقیت آمیز اعلام شد.

پژوهشگران ژاپني موفق به ساخت نخستين DNA تمام مصنوعي شدند

شيميدانان ژاپني ادعا مي‌كنند موفق به ساخت نخستين مولكول DNA تمام مصنوعي در جهان شده‌اند.


به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كشف جديد محققان ژاپني دانشگاه توياما مي‌تواند به پيشرفت‌هاي چشمگير در ژن درماني، ساخت نانورايانه‌ها و ديگر پيشرفت‌هاي عظيم تكنولوژيكي منجر شود.

مولكول DNA معمولا به شكل يك منحني دو رشتهيي نردباني شكل نمايش داده شده و ساختار، شكل و عملكرد همه ارگانيسم‌هاي زنده بدن جانوران را كنترل مي‌كند.

دانشمندان سال‌هاي متمادي براي ساخت DNA مصنوعي تلاش كرده‌اند تا بدين وسيله از قابليت‌هاي شگفت انگيز ذخيره اطلاعات اين مولكول بهره‌مند شوند. تا بدين جاي امر، محققان توانسته اند با مهار و كنترل مولكول DNA در توليد جريان‌هاي الكتريكي ساده استفاده كنند.

هر مولكول DNA طبيعي تنها چهار بلوك ساختماني اساسي براي رمزگذاري پروتئين‌ها به منظور تعيين نقش و عملكرد سلولها دارد.

پيش از اين ديگر محققان تنها موفق به ساخت DNAهاي شده بودند كه تنها بخشهاي اندكي از آنها مصنوعي بوده است، اين در حالي است كه ماساهيكو اينويي و همكارانش موفق شده‌اند مولكول DNA اي بسازند كه تمام پايه‌هاي آن مصنوعي است و در يك ساختار قندي قرار گرفته است.

اين DNA مصنوعي به طرز فوق‌العاده‌اي پايدار بوده و ساختاري دو رشته‌يي مشابه DNA طبيعي دارد.



اين محققان در گزارش خود اظهار كرده‌اند زنجيره هاي باز شده DNA مصنوعي و همچون نمونه طبيعي آن بوده و به راحتي مي‌تواند يك ساختار سه رشته‌يي را شكل دهد.

اين ويژگي شيميايي منحصر به فرد و پايداري بالاي آن امكان بي سابقه‌اي براي پيشرفت و توليد مواد بيوتكنولوژيكي و كاربردهاي جديد آنها فراهم مي‌كند.

جزئيات اين موفقيت بزرگ در شماره روز 23 جولاي مجله جامعه شيمي آمريكا منتشر مي‌شود.

اين محققان مي‌افزايند: DNA مصنوعي با داشتن قابليت‌هاي ارتقاء پذير و ذخيره اطلاعات در آينده مي‌تواند در سيستم فراسلولي ژنتيكي به كار برده شود.

منبع: ايسنا

ويروس مهلك آنفلوانزاي مرغي يا H5N1

مقدمه:


در طي قرن گذشته تا بحال سه بار آنفلوانزا در جهان پاندمي شده است و تقريباً در هر سه پاندمي ايجاد شده منشأ آن يك آنفلوانزاي پرندگان بوده است. در پاندمي هاي سال 1957 آسيا و 1968 هنگ‌كنگ ويروس هايي كه تا آن زمان فقط باعت آنفلوانزاي پرندگان مي شد با ايجاد تغييراتي تبديل به يك ويروس جديد شدند كه خيلي سريع در دنيا گسترش يافته و باعت مرگ ميليون ها انسان شد ولي در پاندمي سال 1918 اسپانيا منشأ ويروس جديد ايجاد كننده پاندمي دقيقاً معلوم نشد. اما اخيراً در طي سالهاي 2004-2005 ويروس آنفلوانزاي پرندگان نوع H5N1 تابحال بيش از 100 انسان را بيمار نموده كه منجر به مرگ نيمي از آنها شد . آنچه كه در جريان طغيان با آنفلوانزاي H5N1 در انسان‌ها جلب نظر مي كند اين است كه اولاً بنظر مي رسد اين ويروس بيشتر باعث بيماري در كودكان و نوجوانان مي شود و ثانياً ميزان مرگ و مير در اثر ابتلا به آن بالاست. در حالي كه هم اكنون ويروس شديداً‌ بيماريزا (Highly pathogen) آنفلوانزاي پرندگان H5N1 در ميان پرندگان آسيايي آندميك مي باشد، موارد اسپوراديك انتقال اين ويروس به انسان ها كم كم در حال افزايش است و اين مؤيد اين نكته است كه ممكن است ويروس با ايجاد موتاسيون و يا با امتزاج با عناصر ژنتيكي ويروس آنفلوانزاي انساني يك ويروس جديد و بديع ايجاد نمايد كه مي تواند بالقوه باعث انتقال انسان به انسان هم باشد. روي همين اصل سازمان بهداشت جهاني افزايش ابتلاي انسان به ويروس H5N1 را يك بحران بهداشت عمومي تلقي نموده و پيش بيني كرده است كه پاندمي بعدي آنفلوانزا بزودي رخ خواهد داد.



Back ground

ويروس آنفلوانزا در دسته RNA ويروس ها مي باشد و براساس پروتئين مركزي ويروس (core protein) به ساب تايپ C ,B ,Aتقسيم ميشود. همه اين ساب تايپ ها داراي پوشش گليكوپروتئيني مي باشند و دو آنتي ژن هماگلوتينين (H) و نورآمينيداز (N) در داخل اين پوشش گليكوپروتئين جاي دارد كه معمولاً اين دو آنتي ژن باعث مي شوند كه بدن انسان ها و حيوانات برعليه ويروس آنفلوانزا آنتي بادي بسازند. جهت نامگذاري ويروس آنفلوانزا از نوع ميزبان درگير و سال و منطقه جغرافيايي كه اولين بار ويروس جدا شده است و شماره سريال آنتي ژن هاي هماگلوتينين و نورآمينيداز استفاده مي كنند. (مثل ويروس آنفلوانزاي پرندگان H5N1 هنگ كنگي 1997، ويروس آنفلوانزاي انساني H5N1 تگزاس 1977)

در آنفلوانزاي نوع C , B آنتي ژن هاي N , H در تقسيم بندي زير گروهي جايگاهي ندارند زيرا انواع فرعي آنتي ژن هاي آنفلوانزاي نوع B كمتر از آنفلوانزاي نوع A است و ممكن است در آنفلوانزاي نوع C ايجاد نشوند. ويروس آنفلوانزاي نوع B هر دو تا چهار سال باعث ايجاد يك همه گيري محدود مي شود. ولي ويروس آنفلوانزاي A همه ساله باعث ايجاد اپيدمي با شدت هاي مختلف مي شود و در نهايت مي تواند باعث پاندمي شود و آنچه كه باعث پاندمي مي شود بيشتر در رابطه با آنفلوانزاي نوع A مي باشد. در اين بحث نيز ازاين به بعد هرچه بحث مي شود درباره آنفلوانزاي نوع A خواهد بود. آنفلوانزاي نوع A معمولاً در سطح خود مي تواند 16 نوع هماگلوتينين (H1-H2-H3-…-H16) و 9 نوع نورآمينيداز (N1-N2-…-N9) داشته باشد. هماگلوتينين آنفلوانزاهاي انساني بيشتر از نوع H3 , H2 , H1 مي باشند درحاليكه در آنفلوانزاي پرندگان تمام 16نوع هماگلوتينين باعث بيماري ميشود. آنفلوانزاي پرندگان معمولا به دو دسته با بيماريزايي شديد و با بيماريزايي خفيف تقسيم ميشوند.

ژنوم هاي ويروس آنفلوانزا به اين دليل كه قطعه قطعه بوده و احتمال انحرافات ژنتيكي و نوتركيبي (Re assortment) در جريان تكثير ويروس بسيار بالاست احتمال اين نوتركيبي معمولاً در عفونت با آنفلوانزاي A بسيار شايع است. بطوريكه با تغييرات آنتي ژني متعددي كه در سطح ويروس آنفلوانزا رخ مي دهد، در مقاطع مختلف زماني ويروس هاي جديدي ايجاد مي شوند كه افراد مختلف جامعه نسبت به آن ايمن نيستند و زمينه براي وقوع يك همه گيري يا پاندمي ايجاد مي شود.

لازم به ذكر است كه اين تغييرات آنتي ژني تنها در پروتئين هاي H , N ويروس آنفلوانزا رخ مي دهد . تغييرات هماگلوتنين (H) به مراتب شايع تر است. به تغييرات جزئي و نسبتاً كوچكي كه همه ساله و يا هر چند سال يكبار در ويروس آنفلوانزاي نوع A رخ مي دهد دريفت آنتي ژني (Antigen Drift) گفته مي شود. بطور كلي پذيرفته شده است كه دريفت آنتي ژني در اثر موتاسيون هاي نقطه اي است كه در سگمان های RNA كد شده كه مي خواهند هماگلوتينين و نورآمينداز را بسازند رخ مي دهد و منجر به تغيير در يك يا چند اسيدآمينه در ساختمان پروتئيني مي شوند و لذا باعث تغييرات مختصري درخاصيت آنتي ژني ويروس مي شود.

اما اگر تغييرات ايجاد شده بسيار شديد باشد بنام شيفت آنتي ژني خوانده مي شود معمولاً‌ با ايجاد شيفت آنتي ژني هيچ مصونيتي عليه ويروس جديد در بين افراد جامعه وجود ندارد بطور كلي در جريان شيفت هاي آنتي ژني هماگلوتينين يا نورآمينيداز و يا هر دو تغيير مي يابد و د رمقايسه با ويروس قبلي يك ويروس جديد پديد آمده و بدليل عدم مصونيت كافي بر عليه سوش جديد، بيماري به سرعت در جوامع انساني گسترش يافته و باعث يك پاندمي مي شود براي مثال در سال 1957 در جريان شيفت آنتي ژني كه ويروس آنفلوانزاي انساني H1N1 رخ داد ويروس H2N2 ايجاد شد و باعث پاندمي در آن سال و مرگ 70 هزار انسان شد. ويژگي ديگر ويروس آنفلوانزا آن است كه ويروس نوع A موجود در بين گونه هاي مختلف حيوانات و انسان قادر به تبادل ژني و ممزوج شدن و نوتركيبي جديد ژنتيكي با يكديگر مي باشند كه نهايتاً منجر به شيفت آنتي ژني و توليد يك ساب تايپ كاملاً متفاوت با هر دو ويروس اوليه مي شود و ويروس جديد مي تواند پاندمي جديدي را ايجاد نمايد. بنظر مي رسد در طي قرن گذشته كه سه بار آنفلوانزا در دنيا پاندمي شده است هميشه منشأ انفلوانزاي گسترش يافته در جهان آنفلوانزاي نوع پرندگان بوده است كه با مكانيسم فوق و نوتركيبي ويروس آنفلوانزاي انسان و پرنده اي تبديل به يك ويروس جديد و بديع شده است. (مثل آنفلوانزاي H2N2 در سال 1957 و ويروس H3N2 در سال 1968)

به نظر مي رسد كه تماس نزديك انسان ها و پرندگان زمينه اصلي ايجاد اين شيفت آنتي ژني باشد. البته نقش خوك ها نيز در اين بين بسيار حائز اهميت است چرا كه سلول هاي پوششي موجود در تراشه خوك هم براي آنفلوانزاي انساني و هم براي آنفلوانزاي پرندگان رسپتور دارد و ورود هر دو ويروس آنفلوانزاي پرندگان و انسان در داخل يك سلول منجربه نوتركيبي ژنتيكي و ممزوج شدن ژنوم اين نوع ويروس آنفلوانزا شده و به عنوان يك ظرف مخلوط كن(Mixing vessle) يك ويروس جديد ايجاد نموده و در نهايت باعث ظهور يك ساب تايپ جديد مي شود. بطوري كه اپيدمي هاي وسيع آنفلوانزاي پرندگان كه طي سال هاي 2004 و 2005 در آسياي جنوب شرقي رخ داد و در حال حاضر به كشورهاي قزاقستان، ‌مغولستان، روسيه، روماني،تركيه،انگليس وكرواسي نيز گسترش يافته است و تا بحال منجر به مرگ ميليون ها قطعه پرنده مبتلا به ويروس شديداً بيماريزا (Highly pathogen) H5N1 آنفلوانزاي پرندگان شده است و در موارد اسپوراديكي بيش از 100 مورد انسان به ويروس شديداً بيماريزاي H5N1 مبتلا شده اند كه نيمي از آنها در اثر ابتلا به اين بيماري فوت نموده اند لذا اين خطر وجود دارد كه اين ويروس بتواند باعث پاندمي قريب الوقوع بعدي آنفلوانزا در جهان شود.



اپيدميولوژي



آنفلوانزاي پرندگان H5N1

اولين مورد ابتلاي انسان ها به آنفلوانزاي پرندگان H5N1 در سال 1997 در هنگ كنگ رخ داد بطوريكه در جريان همه‌گيري آنفلوانزاي پرندگان شديداً بيماريزاي H5N1 در ميان ميليون ها پرنده حدود 18 انسان مبتلا به يك بيماري با علائم تنفسي شدند و حدود 61 درصد مبتلا به پنوموني شده، 51 درصد بقدري بيحال شدند كه منجر به بستري آنها در ICU شد و در نهايت 33 درصد آنها در اثر ابتلا جان خود را از دست دادند. منشاً ابتلا در تمام اين انسان ها ويروس آنفلوانزاي پرندگان بود و بنظر مي رسد كه ويروس پرندگان بدون آداپتاسيون خاصي باعث ابتلا انسان شده بود. بررسي‌هاي سرولوژيك حكايت از اين داشت كه انتقال از انسان به انسان رخ نداده بود و 10 درصد كارگران مرغداري‌ها آنتي بادي بر عليه ويروس را در سرم خود نشان مي دادند. بهرحال اين اپيدمي با معدوم نمودن تمام مرغ هاي مبتلا و در معرض تماس يعني حدود 5/1 ميليون قطعه مرغ كنترل شد.

تا اينكه در سال 2003 در يك خانواده چيني كه از هنگ كنگ به چين باز مي گشتند دو نفر از اعضاء خانواده به ويروس آنفلوانزاي پرندگان H5N1 مبتلا شده و كودك خانوده در اثر ابتلا به بيماري جان خود را از دست داد و بالاخره در اواخر سال 2003 و در طي سال 2004 و 2005 همه گيري آنفلوانزاي پرندگان شديداً‌بيماريزاي H5N1 مجدداً در ماكيان كشورهاي ويتنام، كامبوج، چين، اندونزي، لائوس، مالزي و تايلند رخ داده و بسرعت به سمت مغولستان، قزاقستان، روسيه،‌تركيه، روماني،انگليس و كرواسي پيشرفت نمود و در جريان اپيدمي ميان پرندگان 118 مورد انسان به آن مبتلا شدند كه 61 نفر آنها در اثر ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست دادند. از زمان پيدايش آنفلوانزاي پرندگان شديداً بيماريزاي نوع H5N1 در سال 1997 تا سال 2005 تغييرات بارز آنتي ژنتيك در ژنوم ويروس رخ داده است بطوريكه ويروس بسيار كشنده تر شده، ميزان بقاي آن در محيط افزايش يافته و طيف گسترده تري از ميزبان ها مثل پستانداران را كه قبلاً‌به آن مقاوم بوده اند را درگير نموده لذا بيم آن مي رود كه اين ويروس با ايجاد تغييرات بيشتر به سمتي پيش رود كه براحتي از انسان به انسان قابل انتقال باشد و در صورت تحقق چنين امري كه بسيار محتمل مي باشد، آغاز پاندمي جديد آنفلوانزا در بين انسان ها خواهد بود.

نكته قابل ذكر ديگر در رابطه با ويروس آنفلوانزاي پرندگان شديداً بيماريزاي H5N1 اين است كه در طي سال هاي 2003 و 2004 اين ويروس نه تنها باعث بيماري انسان ها بلكه باعث بيماري گربه و گربه سانان هم شده است، اين حيوانات معمولاً بدنبال خوردن گوشت آلوده پرندگان مبتلا به ويروس آنفلوانزاي پرندگان بيمار شده بودند. تابحال هيچ گزارشي دال بر اينكه گربه سانان نقشي در انتقال اين ويروس به انسان داشته باشند منتشر نشده است.



آنفلوانزاي پرندگان H9N2

در سال 1999 و مجدداً در سال 2003 آنفلوانزاي پرندگان H9N2 نيز در بين انسان ها باعث بيماري تنفسي شده ولي بيماري انسان ها ناشي از آنفلوانزاي پرندگان H9N2 بيماري، شديداً بيماريزا (Highly pathogen) نبود و فقط يك بيماري ضعيف و Self limited بود بيماري آنفلوانزاي پرندگان H9N2 در حال حاضر در پرندگان آسيايي آندميك مي باشد.

آنفلوانزاي پرندگان H7

آنفلوانزاي پرندگان H7 تابحال چندين بار باعث بيماري انسان ها شده است يك بار در سال 2003 در هلند در جريان همه گيري آنفلوانزاي H7N7 در بين ماكيان آن منطقه تعداد زيادي از كارگران مرغداري و مأمورين بهداشتي كه جهت كنترل اپيدمي مرغ ها را مي سوزانند نيز مبتلا شدند كه حداقل در 83 نفر آنها يافته هاي سرولوژيك حكايت از وقوع قطعي بيماري داشت و در 5 مورد نيز بيماري شبه آنفلوانزا ايجاد شده بود و يك دامپزشك كه از مزرعه آلوده به ويروس H7N7 بازديد كرده بود، فوت كرد.

يكبار هم در كانادا در جريان همه گيري ماكيان با گونه آنفلوانزاي H7N3 تعدادي از انسانها دچار كونژيكتيويت با اين ويروس شدند. (البته آنفلوانزاي H7 گاهي اوقات به صورت Highly pathogen باشند و گاهي اوقات low pathogenتظاهر مينمايد)



راه هاي انتقال آنفلوانزاي پرندگان

آنفلوانزاي پرندگان H5N1 از طرق مختلفي همچون پرنده به پرنده، پرنده به انسان، محيط به انسان و شايد از انسان به انسان مي تواند انتقال يابد.

انتقال از پرنده به پرنده

پرندگان آبزي بخصوص اردك هاي وحشي وقتي به آنفلوانزاي پرندگان آلوده شوند، علائم بيماري در آنها ظاهر نمي‌شود و اين پرندگان فقط ناقل سالم مي باشند و بطور كلي اردك هاي وحشي مخازن طبيعي اين ويروس در طبيعت مي‌باشند و بدون اينكه به بيماري شديدي مبتلا شوند قادرند ويروس را در محيط اطراف خود منتشر كنند ولي مرغ و خروس ها شديداً مستعد ابتلا به بيماري آنفلوانزاي پرندگان هستند. از آنجا كه ويروس در ترشحات بدن خصوصاً بزاق، ترشحات بيني و مدفوع پرندگان به مقادير فراوان موجود است، بيماري براحتي در جريان تماس مستقيم پرندگان وحشي با پرندگان اهلي و از طريق آب آشاميدني مشترك باعث آلودگي پرندگاني مثل مرغ و خروس مي شود. با آلوده شدن مرغ و خروس ها بيماري به آساني از يك مرغداري به مرغداري ديگر انتقال مي يابد زيرا تعداد زيادي ويروس در فضله پرندگان وجود دارد و باعث آلودگي گرد و غبار و خاك مي گردد و ضمناً ويروس از طريق هوا به آساني از پرنده اي به پرنده ديگر منتقل مي شود . لوازم و اشياء‌ آلوده، غذاها، قفسه ها، لباس ها و بويژه كفش هاي كارگران مرغداري، قفس‌ها و كاميون هاي مخصوص حمل پرندگان نيز موجب انتقال ويروس از محلي به محل ديگر مي شوند. ويروس همچنين از طريق پاها و بدن حيواناتي نظير جوندگان كه نقش ناقل مكانيكي را ايفا مي نمايند نيز ممكن است منتقل گردند.

ويروس ممكن است از طريق فضولات پرندگان وحشي آلوده به ماكيان اهلي انتقال يابد. خطر انتقال ويروس زماني افزايش مي يابد كه ماكيان اهلي خارج از قفس و آزاد بوده و يا از منابع آب آلوده به فضولات پرندگان وحشي ناقل، استفاده نمايند. بازارهاي عرضه مرغ هاي زنده (wet market) نيز در صورتيكه وضعيت بهداشتي مناسبي نداشته باشند يكي ديگر از منابع انتشار ويروس خواهند بود. ويروس عامل آنفلونزاي پرندگان ممكن است از طريق تجارت بين المللي پرندگان زنده از كشوري به كشور ديگر انتقال يابد. نكته مهم و قابل ذكر ديگر اين است كه معمولاً پرندگان وحشي آبزي و مهاجر معمولاً ناقل ويروس با قدرت بيماريزايي پائين هستند ولي وقتي ويروس پرندگان وحشي به پرندگان اهلي انتقال مي يابد در جريان انتقال بتدريج (ظرف مدت چند ماه) به فرم شديداً بيماريزا موتاسيون مي يابد. هرچند كه در حال حاضر شواهدي بدست آمده است كه برخي از پرندگان مهاجر مستقيماً ويروس H5N1 را به همان صورت شديداً بيماريزا حمل نموده و منتشر مي نمايند.

همچنين پرندگان مهاجر و از جمله انواع آبزي،‌ دريايي و ساحلي قادر به حمل ويروس تا فواصل خيلي طولاني و انتقال به مناطق جديد مي باشند. با توجه به اينكه موارد اپيدمي در پرندگان كشور روسيه و تركيه ديده شده است و با عنايت به اينكه پرندگان وحشي با شروع فصل سرما از سيبري و حاشيه درياي خزر به تالاب هاي انزلي و شمال كشور و يا سواحل جنوبي كشور ايران مهاجرت مي نمايند و باز با عنايت به اينكه در شمال كشور تقريباً تمام روستائيان پرندگان اهلي از جمله مرغ و خروس و اردك و بوقلمون نگهداري ميكنند كه آزادانه در محيط دانه بر مي چينند و ممكن است با پرندگان وحشي مهاجر ناقل بيماري تماس داشته باشند، خطر شيوع آنفلوانزاي مرغي در بين ماكيان ايراني بسيار محتمل و قريب الوقوع مي باشد.

انتقال از حيوان به انسان

در جريان اپيدمي سال 1997 مشخص شد كساني كه با پرندگان تماس نزديك داشته اند به بيماري مبتلا شده اند و اغلب موارد انتقال از پرندگان به انسان در جريان Close contact با پرنده بوده است. اين تماس نزديك معمولاً شامل نگهداري و بازي با پرندگان، سربريدن پرنده، كندن پر، از بين بردن بقاياي اجساد پرندگان، تميز و ضدعفوني كردن محيط زندگي پرندگان،‌كار در مرغداري و يا فروش پرنده در بازارهاي فروش زنده پرندگان مي باشد. راه اصلي انتقال در جريان اين تماس ها اين است كه ويروس به حالت آئروسل در آمده و در سطوح مخاطي باز مثل چشم، بيني و دهان تثبيت شده و وارد دستگاه تنفسي تحتاني بيمار مي شود. البته ذكر اين نكته مهم است كه انتقال از پرنده به انسان از طريق فوق خيلي هم شايع و آسان نيست، اگرچه اخيراً بيش از 100 مورد ابتلاي انساني گزارش شده است ولي بايد توجه داشت كه در مقايسه با تعداد بسيار زياد پرندگان و مواجهه هاي طولاني و متعدد انها با انسان ها، ابتلاي اين تعداد مورد انساني بسيار ناچيز است. بالاخره نكته بسيار مهم ديگر آنكه تابحال هيچ مدركي دال بر اينكه خوردن گوشت و تخم مرغ پرندگان مبتلا خصوصاً گوشت و تخم مرغ كاملاً پخته شده پرندگان باعث انتقال بيماري شده باشد بدست نيامده و بنظر مي رسد تنها راه مهم انتقال بيماري آنفلوانزاي پرندگان از ماكيان به انسان همان تماس نزديك و طولاني مدت پرندگان با انسانها مي باشد.

انتقال از انسان به انسان

شواهدي دال بر انتقال ويروس آنفلوانزاي پرندگان H5N1 از انسان به انسان وجود دارد براي مثال در تايلند سه نفر عضو يك خانواده كه با يكديگر تماس نزديك داشتند مبتلا به بيماري شدند. مورد اوليه يك دختر 11 ساله بود كه تماس طولاني با پرندگان و مرغداري داشت و زماني كه مبتلا به بيماري شده بود مادر وي از او پرستاري و مراقبت نموده بود. سپس مادر وي مبتلا به بيماري شده بود كه هم مادر و هم كودك در اثر ابتلا جان خود را از دست دادند.

خاله دخترك كه تماس نزديك با دختر داشت نيز مبتلا به يك بيماري تنفسي شد كه متعاقب درمان با داروي oseltamivir بهبودي يافت. ويروس H5N1 هم در مادر و هم در خاله يافت شده بود ولي متأسفانه بدليل آنكه از دختر هيچ نمونه اي گرفته نشده بود موفق به جدا نمودن ويروس از دختر نشدند ولي علائم باليني دخترك دقيقاً دلالت بر بيماري آنفلونزا داشت.

در يك مورد ديگر در هلند در جريان اپيدمي آنفلوانزاي پرندگان H7N7 نيز سه نفر از اعضاء‌ يك خانوده كه تماس نزديك با يكديگر داشتند مبتلا به بيماري شدند. به علاوه يك دامپزشك سالم كه با ويروس تماس يافته بود دچار يك بيماري كشنده تنفسي شد. در جريان بررسي و آزمايش از ويروس جدا شده از اين دامپزشك متوجه شدند كه موتاسيون‌هاي ايجاد شده باعث شده بود تا ويروس باعث شود يك بيماري خفيف كونژيكتيويتي منجر به يك بيماري تنفسي كشنده شود و بالاخره اخيراً در شمال ويتنام با انجام آزمايش RT-PCR مشخص شد ويروس از يك فرد مبتلا به بيماري خفيف به ساير افراد خانواده منتقل شده است. بهرحال آنچه مسلم است اين است كه در صورتي انتقال از انسان به انسان رخ خواهد داد كه تماس طولاني مدت و نزديك با يك فرد مبتلا وجود داشته باشد و تماس هاي معمولي اجتماعي باعث انتقال بيماري نمي شود. احتمال انتقال عفونت بصورت نوزوكوميال نيز وجود دارد ولي ميزان آن بسيار پائين مي باشد.

حتي زمانيكه شيوه هاي استاندارد و احتياطات همه جانبه لازم در جهت پيشگيري از ابتلا به بيماري رعايت نمي شود باز هم شانس ابتلا به عفونت بيمارستاني بسيار كم و محدود مي باشد.

انتقال از محيط به انسان

با توجه به بقاي طولاني مدت آنفلوانزاي پرندگان در محيط، امكان انتقال از محيط به انسان در جريان خوردن آب آلوده يا خود تلقيحي داخل مخاط چشم يا داخل بيني با دست آلوده خود فرد مي توانند باعث انتقال ويروس H5N1 شوند. شايان ذكر است كه مدت زمانيكه ويروس در محيط زنده مي ماند بسته به درجه حرارت و رطوبت محيط متفاوت است ولي بطور كلي ويروس در شرايط مرطوب و خنك قادر است تا چندين هفته در محيط زنده بماند.



پاتوژنز و علايم





هر دو گونه آنفلوانزاي پرندگان H7N5 توانايي آن را دارند كه Highly pathogen باشند، اينكه ويرولانس ويروس آنفلوانزاي پرندگان به چه عواملي وابسته است دقيقاً مشخص نيست ولي بنظر مي رسد مهمترين عامل تعيين كننده ويرولانس ويروس تغيير سكانس آمينواسيدي در محل تقسيم هماگلوتينين مي باشد. اين تغيير باعث مي شود كه پاسخ بدن ميزبان به ويروس تفاوت قابل ملاحظه داشته باشد و در واقع شديد تر بودن ويرولانس يك ويروس وابستگي زيادي به اين دارد كه آن ويروس بتواند پاسخ التهابي بيشتري از بدن ميزبان را برانگيزد.

يافته هاي پاتولوژيك بعد از مرگ بيماران حاكي از تغييرات هيستوپاتولوژيك شديد در بافت ريه و تخريب گسترده و منتشر آلوئول ها مي باشد. اين يافته ها شامل پرشدن فضاهاي آلوئولي با اگزوداي فيبرينوئيد و گلبولهاي قرمز به همراه تشكيل عشاء هيالن، احتقان عروقي،‌ انفيلتراسيون لنفوسيتي در فضاي انيترستيشيال و پروليفراسيون واكنشي فيبروبلاست ها مي باشد.

يافته‌هاي پاتولوژيك در زمانيكه از ريه بيماران بيوپسي تهيه نموده اند نشان دهنده هيستيوسيتوز واكنشي به همراه هموفاگوسيتوزيس است.

در ضمن در اتوپسي اين بيماران در طحال اين بيماران كاهش واضح تعداد لنفوسيت به همراه وجود لنفوسيت هاي آتيپيك مشاهده شده و در كبد بيماران نكروز سنتري لوبولار مشهود مي باشد.

علائم باليني

بيشتر علائم باليني توصيف شده از بيماراني بوده است كه در بيمارستان بستري شده اند. بنابراين بيماراني كه علائم باليني واضحي نداشته و بستري نشده اند و بيماراني كه علائم باليني غيرمعمولي داشته اند مثل آنسفالوپاتي و گاستروآنتريت هنوز بخوبي توصيف نشده اند.

ولي بهرحال قدر مسلم آن است كه معمولاً‌ بيماري در كودكان،‌ نوجوانان و بالغين جوان كه قبلاً هيچ بيماري زمينه اي نداشته اند بيشتر ديده مي شود و اكثر مبتلايان از اين گروه سني مي باشند.

دوره كمون

به نظر مي رسد دوره كمون آنفلوانزاي پرندگان H5N1 طولاني تر از دوره كمون ساير ويروس هاي آنفلوانزاي انساني باشد بطوريكه در بيشتر مبتلايان دوره كمون 2 تا 4 روز بوده ولي ممكن است تا 8 روز بعد از مواجهه هم متغيرباشد.

معمولاً در خانواده هايي كه بصورت خوشه اي دچار بيماري شده اند فاصله بين بيمار شدن يك فرد خانواده تا بيمار شدن فرد ديگر حدود 2 تا 5 روز طول كشيده هر چند كه اين فاصله تا 8 الي 17 روز هم گزارش شده است.

علائم اوليه

در بيشتر بيماران علائم اوليه شروع بيماري تب بالا (بالاتر از 38 درجه سانتيگراد) و بيماري شبيه آنفلوانزا به همراه علائم ناشي از درگيري راه هاي تحتاني دستگاه تنفس مي باشد يعني در اكثر بيماران تب، سردرد، ميالژي، سرفه و خلط از علائم اوليه بيماري است درصورتيكه علائم ناشي از درگيري راه هاي فوقاني دستگاه تنفس مثل آبريزش بيني و گلودرد در درصد كمي از موارد گزارش شده است.

در بيماران مبتلا به آنفولانزا H7 يك علامت بارز كونژيكتيويت مي باشد در اپيدمي سال 2003 هلند نيز 90 درصد افراد مبتلا دچار كونژيكتيويت شده بودند.

ساير علائم اوليه مهمي كه در بيماران ديده مي شود اسهال، تهوع و استفراغ، دردشكم، درد پلورتيك و خونريزي از بيني و لثه مي باشد كه در درصد كمي از بيماران مشاهده مي شود. اسهال ابكي يا خوني نسبت به انفلوانزاي انساني در اين بيماري شايع تر است و حتي گاهي ممكن است قبل از علائم تنفسي ديده شود. در يك گزارش اشاره به بيماري شده بود كه دچار انسفالوپاتي و اسهال شده و هيچ گونه درگيري دستگاه تنفسي نداشت.

سير باليني

همانطور كه قبلاً ذكر شد علائم ناشي از درگيري دستگاه تنفسي تحتاني از اولين علائم شروع بيماري است. در يك گزارش اشاره شده بود كه معمولاً 5 روز بعد از شروع علائم باليني، بيماران دچار ديسپنه مي شوند (با طيف 1 تا 16 روز). ديسترس تنفسي، تاكي پنه و رال دمي نيز بطور شايعي ديده مي شود. وجود خلط و يا خلط خوني در بيماران مختلف خيلي متفاوت مي باشد. تقريباً تمامي بيماران پنوموني داشته و تغييرات راديوگرافيك در عكس قفسه صدري دارند. (اين تغييرات معمولاً عبارتند از درگيري منتشر، انفيلتراسيون چند كانوني patchy ، انفيلتراسيون انترسيسيال و يا consolidation هاي لوبر،‌ سگمنتال به همراه Air-bronchogram ) علائم راديولوژيك معمولاً بطور متوسط 7 روز بعد از شروع تب و علائم باليني ايجاد مي شود. (حدود 3 تا 17 روز)

ايجاد پلورال افيوژن معمولاً شايع نيست. در ضمن احتمال اينكه در زمينه بيماري ويروسي بيماري باكتريائي نيز اضافه شود وجود دارد.

معمولاً وقتي بيماري به سمت نارسايي تنفسي پيشرفت مي كند درگيري راديولوژيك بصورت منتشر، دوطرفه با نماي انفيلتراسيون ground-glass ايجاد مي شود و از نظر باليني دچار علائم سندرم زجر تنفسي حاد (ARDS) مي شود.

در مطالعه اي كه در تايلند انجام شده بود زمان شروع بيماري تا ايجاد ARDS بطور متوسط 6 روز بود (4 تا 13 روز) معمولاً وقتي بيمار دچار نارسايي چند ارگان مي شود نارسايي كليه و نارسايي قلبي (شامل ديلاتاسيون قلبي و تاكي آريتمي سوپراونتريكولار) بطور شايع ديده مي شود. ساير عوارضي كه ممكن است ايجاد شود پنوموني بيمارستاني ناشي از ونتيلاتور، خونريزي ريوي، پنوموتوراكس و پان سيتوپني، سندرم راي و سندرم sepsis بدون باكتريمي مشخص مي باشند.

مورتاليتي

معمولاً در بيماراني كه در بيمارستان بستري مي شوند احتمال مرگ و مير خيلي بالاست. ولي بطور كلي مرگ و مير ناشي از بيماري در مجموع كمتر از ميزان مرگ و مير بيماران بستري مي باشد.

برخلاف سال 1997 كه مرگ و مير غالباً در بيماران بالاتر از 13 سال بود در اپيدمي ايجاد شده اخير مرگ و مير ناشي از ابتلا به بيماري اكثراً در شيرخواران و كودكان كم سن و سال ايجاد شده بود. بطور مثال در تايلند ميزان مرگ و مير در افراد كمتر از 15 سال 89 درصد بود. زمان مرگ معمولاً‌ بطور متوسط 9 تا 10 روز بعد از شروع علائم بيماري (طيف 6 تا 30 روز) بوده و علت مرگ در اكثر قريب به اتفاق بيماران نارسايي پيشرفته تنفسي بود.

يافته هاي آزمايشگاهي

شايع‌ترين يافته هاي آزمايشگاهي بيماران شامل لكوپني، لنفوپني، ترومبوسيتوپني خفيف تا متوسط، افزايش خفيف تا متوسط آنزيم هاي كبدي، هيپرگليسمي شديد (شايد بدليل استفاده از كورتيكوستروئيد) و افزايش كراتي نين سرم مي‌باشد.

در تايلند احتمال مرگ رابطه مستقيمي با لكوپني، لنفوپني، ترومبوسيتوپني در زمان بستري داشت و هرچه تعداد لوكوسيت و پلاكت و لنفوسيت در زمان بستري كمتر بود احتمال مرگ و مير بيمار بيشتر بود.

تشخيص ويرولوژيك

معمولاً تشخيص بيماري آنفلوانزاي H5N1 براساس جدا نمودن ويروس يا تشخيص RNA اختصاصي H5 و يا هر دو روش با هم مي باشد.

برخلاف آنفلوانزاي A انساني، در آنفلوانزاي A پرندگان نوع H5N1 احتمال تشخيص بيماري بالاتر است و تعداد ويروس به جاي آنكه در نمونه هاي بيني زياد باشد در ترشحات حلقي بسيار زياد است و در نتيجه احتمال بدست آوردن ويروس از ترشحات حلقي بيشتر از بيني است. بطوريكه در مطالعه اي كه در ويتنام انجام شده بود تعداد ويروس بدست آمده از ترشحات حلقي در بيماران مبتلا به آنفلوانزاي A H5N1 ده برابر بيشتر از بيماران مبتلا به آنفلوانزاي A H3N2 و H1N1 بود. معمولاً تست هاي رايج تشخيص سريع با آنتي ژن ،حساسيت لازم براي تشخيص آنفلوانزاي H5N1 را ندارند و تست هاي RT-PCR حساس تر مي باشند.

پس در بيماران مشكوك به آنفلوانزاي H5N1 بايد از ترشحات حلقي بيماران نمونه تهيه شده و جهت كشف ويروس و PCR ارسال شود. تست بررسي آنتي ژن به روش ايمونوفلورسنت كه با استفاده از آنتي بادي هاي مونوكلونال مي باشد نيز تيتر مي تواند كمك كننده باشد.


منابع: پايگاه اينترنتي WHO و وزارت بهداشت، درمان و علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران

جهش ژنی می تواند دختر را به پسر تبدیل کند


چگونه افرادی با دو کروموزوم X می توانند مرد باشند؟ اکنون یک ژن کشف شده است که در اثر جهش دختر را به پسر تبدیل می کند. در انسان تقریبا تمام مردها دو کروموزوم متفاوت دارند (XY) و زنان XX هستند. ولی بعضی استثنائات (خیلی نادر) در این قانون وجود دارند.

به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران به نقل از نیچر این بازگشت زن به مرد تقریبا همیشه در اثر فعالیت ژنی موسوم به SRY که معمولا بر روی کروموزوم Y حمل می گردد ، رخ می دهد، که بطور تصادفی می تواند در انتهای کروموزوم X که از پدر به ارث می رسد ، منتقل شود.

ژن های دیگری که تعادلی جنسی را بهم می زنند یافت شده اند که منجر به ظهور صفات حد واسط جنسی می شوند. ولی در بیشتر مواردی که فرد XX و بدون Y از نظر آناتومیکی کاملا مرد است ، ژن SRY دخیل است. بدین خاطر مدتهاست این ژن بنام ژنی که مرد بودن را تعریف می کند ، خوانده می شود.

ولی اکنون در مقاله ای که در نشریه نیچر-ژنتیک منتشر شده است ، محققین دانشگاه پاویا در ایتالیا ژن دیگری را یافته اند که برای این فرایند بسیار حائز اهمیت است.

این تیم تحقیقاتی خانواده ای را مطالعه کرد که در آن چهار برادر XX بودند ولی هیچیک دارای ژن SRY نبودند. در این مقاله آمده است که این برادر ها جهشی را بر روی ژنی موسوم به RSPO1 متحمل شده اند. ظاهرا جنسیت در انسان بوسیله مجموعه ای از ژن ها کنترل می شود. در مرد ژنی بنام SOX9 در اثر ژن SRY روشن شده و نمو بیضه را سبب می گردد. اکنون محققین پیشنهاد می کنند که در زن ها ژن SOX9 بوسیله ژن RSPO1 خاموش شده و تخمدان شکل می گیرد. در این برادر ها ظاهرا موتاسیون در ژن RSPO1 باعث شده است که نقش خاموش کننده خود را ایفا ننموده و روشن ماندن ژن SOX9 نمو مرد را عهده دار بوده است.

این محققین می گویند آنچه موجب سرکوب شدن "مرد بودن" و القای "زن بودن" می گردد ، یک روند فعال است. RSPO1 نقش کلیدی را در این فرآیند ایفا می کند. شناسایی این ژن به اندازه شناسایی SRY حائز اهمیت است.

RSPO1 پروتئینی را کد می کند که در مسیر تولید اندام های جنسی نقش کلیدی دارد. مطالعات نشان می دهد که مردهای این خانواده دارای ناهنجاری های پوستی بوده می تواند در آینده تبدیل به سرطان پوست در آنها شود.

این محققین در برنامه بعدی خود در نظر دارند تا تاثیر خارج شدن ژن RSPO1 را از موش ، بررسی نمایند.

منبع : Nature

نقش یک ژن در تعیین جثه سگ ها

به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران به نقل از نیچر ، متخصصین ژنتیک موسسه تحقیقات ژنومیک ماریلند علت اینکه چرا سگ های نژاد گرگی ایرلندی تا 50 برابر بزرگتر از اعضاء دیگر گونه خود می باشند را بررسی کردند.


دانشمندان این تیم تحقیقاتی با آنالیز DNA، تفاوت های نژاد سگ های بزرگ و کوچک را بررسی نمودند. این گروه دریافتند که یکی از تفاوت های این سگ ها در ژنی موسوم به "فاکتور شبه انسولین 1" یا Igf-1 است. این ژن ، یکی از چندین ژنی است که مشخص شده است در تعیین اندازه موش نقش دارد. زمانیکه Igf-1 حذف می شود موش های کوچک ایجاد می شوند. لذا موجب تعجب این گروه گردید که این ژن در سگ نیز همان نقش را عهده دار است.

آنها همچنین ژن ها در را سگ های وحشی نظیر گرگ و روباه که قرابت دوری را با سگ های اهلی دارند ، بررسی کردند. محققین دریافتند که تقریبا تمام 18 نوع کوچک سگ نوع یکسانی از ژن را حمل می کنند. ولی تقریبا هیچیک از 15 نوع سگ بزرگ جثه این ترکیب ژنی را نداشتند. این امر پیشنهاد کرد که این ژن نقش کلیدی را در کنترل اندازه بدن سگ ایفا می نماید.

سگ هایی که کوچکترند مقدار کمتری از این فاکتور رشد را در مقایسه با انواع بزرگتر تولید می کنند. نسخه "کوچک" ژن Igf-1 بنظر می رسد از قدمت بیشتری برخوردار باشد.

منبع: Nature

بیماری بنام پر مویی


«پروتریواج پاتیل»، از زمان تولد از یک بیماری نادر ژنتیکی به نام پرمویی hypertrichosis یا سندرم Werewolf رنج می‌برد. او یکی از 50 نفری است که در کل دنیا مبتلا به این بیماری هستند.


تا به حال خانواده پروتریواج تلاش کرده‌اند که از راه‌های مختلفی بیماری فرزندشان را درمان کنند، آنها هومئوپاتی، داروهای سنتی هندی و لیزر را امتحان کرده‌اند، اما از هیچ کدام از این درمان‌ها نتیجه‌ای نگرفته‌اند.


در حال حاضر او امیدوار است که پزشکان راهی برای درمان بیماری او پیدا کنند.

موهای ضخیمی که صورت پروتریواج را فراگرفته است باعث شده است که او از بیم نگاه خیره و بیرحمانه مردم، به ندرت از خانه‌اش که در دهکده‌ای در هند قرار دارد، خارج شود.

وقتی پروتریواج به دنیا آمدند، بعضی از ساکنان دهکده به مادرش گفتند که او زاده خدا است، در حالی که بعضی دیگر او را موجودی ماوراء طبیعی و بدشگون می‌دانستند.

با وجود قیافه غیرعادی، پروتریواج یک دانش‌آموز سالم، ورزشکار و محبوب در مدرسه است.

به هایپرتریکوزیس ارثی، سندرم گرگ‌نمایی یا Werewolf هم گفته می‌شود، این نام‌گذاری برخاسته از افسانه‌های اساطیری است. این بیماری می‌تواند به صورت موضعی باشد و یا به صورت فراگیر کل بدن و اندام‌های یک شخص را درگیر کند. در این بیماری معمولا چشم و کف دست و پا درگیر نمی‌شود. هایپرتریکوزیس می‌تواند خفیف یا شدید باشد.

ویژگی ژنتیکی بسیار نادر، پسربچه‌ سه ساله را «سوپرمن» کرد!


یک پسر بچه سه ساله به دلیل برخورداری از یک صفت ژنتیکی بسیار نادر از چنان قدرتی برخوردار شده که عنوان «سوپر پسر» را به خود اختصاص داده است.


این توانایی ژنتیکی خاص به این پسر بچه کوچک که «لیام هوکسترا» نام دارد، امکان می‌دهد که قدرت عضلانی فوق‌العاده‌ای داشته باشد، به طوری که می‌تواند به راحتی اثاثیه و لوازم سنگین را جابه‌جا کند. محققان علت این قدرت فوق‌العاده و استثنایی را یک حالت ژنتیکی نادر اعلام کرده‌اند. آنها می‌گویند لیام احتمالا به حالتی موسوم به «هایپرتراپی ماهیچه‌ای مربوط به مید ستاتین» دچار است.

در این وضعیت بدن فرد مقدار بسیار اندکی چربی دارد و در عوض رشته‌های ماهیچه‌یی در بدن وی بسیار بزرگ می‌شوند و این وضعیت قدرت واقعی و فوق‌العاده‌ای به فرد می‌دهد.

اولین بار این پدیده در یک پسر بچه خردسال آلمانی در سال 2000 مشاهده شد. لیما ماهیچه‌های بسیار قدرتمندی دارد، اما ظاهر وی درست شبیه به یک کودک طبیعی است .

در واقع جثه او کمی از سن خود کوچکتر، اما قدرتش بسیار بیشتر است.

لیام ناچار است به دلیل متابولیسم سریع در بدنش دائم غذا بخورد، یعنی حداقل باید در روز شش وعده غذا بخورد تا دچار کمبود کالری نشود.

لیام به دلیل قدرت زیاد اگر از بلندی بیافتد، آسیبی نمی‌بیند.

پژوهشگران معتقدند با بررسی و شبیه سازی این حالت می‌تواند بسیاری از بیماریها را معالجه کنند.

مگس سرکه ژن بی خوابی دارد!

محققان آمریکایی در تحقیقات خود و با بررسی مگس سرکه ژنی را کشف کردند که مسئول بروز بی خوابی است.

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان موسسه پزشکی هوارد هیوز در فیلادلفیا که نتایج یافته های خود را در تازه ترین شماره مجله "ساینس" منتشر کرده اند ژنی را در مگس سرکه کشف کردند که عامل بروز بی خوابی است.

خواب فرایندی پیچیده با دو کنترل است که یکی از آنها ریتم خواب را با تغییرات روشنایی تاریکی سازگار می کند و دیگری بر روی نیاز انسان به استراحت کردن از طریق خوابیدن عمل می کند.

این دانشمندان مطالعات خود را روی مگس سرکه و بر روی ژنهایی که این دو کنترل را تنظیم می کنند با هدف درک اختلالات خواب انجام دادند.

این حشره نزد مختصصان ژنتیک محبوب ترین مدل آزمایشگاهی به شمار می رود و همچنین تنظیمات خواب آن به انسان شباهت زیادی دارد.

این دانشمندان DNA مگس سرکه های زیادی را مشاهده کردند و موفق شدند ژن "بی خوابی" را شناسایی کنند. ویژگی این ژن در این است که وقتی این مگسها یک کپی غیرفعال و یا با عملکرد بد دارند تقریبا اصلا نمی خوابند (حداکثر 85 درصد) و یا خیلی کم می خوابند.

به گفته این کارشناسان، ژن بی خوابی می تواند نقش مرکزی در کنترل نیاز به خواب ایفا کند. این ژن نیاز به خواب را با عملکرد روی تحریک پذیری سلولهای عصبی تنظیم می کند.

کشف پروتئینی که مینای دندان را ترمیم می کند

گروهی از دانشمندان انگلیسی پروتئینی را کشف کردند که امکان ترمیم سوراخهای سطحی مینای دندان را دارد و می تواند جایگزین فرایندهای دشوار پرکردن و ارتودنسی دندان شود.

به گزارش پايگاه زيست شناسي ايران بنقل از خبرگزاری مهر، محققان "موسسه دندانسازی لیدز" موفق شدند پروتئینی را کشف کنند که بدون نیاز به مته دندانپزشکی توانایی ترمیم سوراخهای سطحی مینای دندان را دارد.

این پروتئین با جذب کانیهایی که مینای دندان را شکل می دهند به همان روشی که بدن دندانهای جدید را می سازد می تواند دندانها را ترمیم کند.

همچنین این دانشمندان نوعی دهان شوی بسیار قوی را با کمک این پروتئین ساخته اند که می تواند ظرف پنج سال آینده وارد بازار شود و به ترمیم دندانهای سوراخ کمک کند.

براساس گزارش دیلی تلگراف، این پروتئین جدید می تواند حتی برای تقویت مینای دندانهایی که به سرما و یا گرما به شدت حساس هستند و به سرعت ترک می خورند مورد استفاده قرار گیرد.

به گفته این دانشمندان، این دهان شوی محتوی مولکولی است که توسط باکتریهایی که سبب ایجاد پلاکهای دندان می شوند جذب می شود و هنگامی که در معرض یک نور قوی قرار گرفت این باکتریها را می کشد. این روش جدید "فوتودینامیک درمانی" نامگذاری شده و برپایه بعضی از تکنیکهایی قرار دارد که برای درمان بیماریهای سرطان بکار می روند.

فواید قهوه در مبارزه با بیماری MS نیز به اثبات رسید

حققان اخیرا اعلام کردند مصرف قهوه غلیظ می تواند به بیماران مبتلا به MS کمک کند تا با بیماری خود مبارزه کنند.

به گزارش روز چهارشنبه بخش انگلیسی گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران " ایسکانیوز" به نقل از خبرگزاری رسمی چین شینهوا، تحقیقات اخیر نشان می دهد قهوه، ماده ای است که می تواند فوایدی بیشتر از تنها کمک کردن به بیدار نگه داشتن فرد در هنگام شب داشته باشد.
گروهی از محققان دانشگاه اوکلاهما با انجام یک سری آزمایشات بسیار گسترده بر روی موش های آزمایشگاهی به این نتیجه رسیدند که نوشیدن حدود 6 تا 8 فنجان قهوه در روز می تواند از ابتلا به MS و همچنین جلوگیری از عوارض آن تا حد زیادی بکاهد.
بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود.
این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.
علت بروز این بیماری چیست ؟


تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی بنظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخهای خود ایمنی داشته باشد. چیزهائی مثل یک ویروس ممکن است باعث تحریک سیستم ایمنی شده و بدن را وادار به تولید پادتنهائی کند که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله میکنند، در بیماری MS این پادتنها به میلین ( Myelin ) که پوشش اعصاب است حمله کرده و آنها را نابود می کنند. میلین باعث می شود که پیامهای عصبی به سرعت در طول عصب منتقل شود. حال اگر این ماده تخریب شود بر روی عصب نقاطی بدون میلین بنام پلاک بوجود می آید و با گسترش این پلاکها انتقال پیام عصبی در طول عصب کند شده و یا با مشکل مواجه می شود که خود باعث بروز علائم بیماری MS می شود.
البته علاوه بر ویروس ، محققان معتقدند که پاسخهای خود ایمنی ( یعنی عملکرد دستگاه ایمنی علیه میزبان و نه یک عامل خارجی ) می تواند در اثر عوامل محیطی و یا ژنتیکی نیز اتفاق بیفتد.


علائم بیماری MS چیست ؟


بیشتر بیماران در سنین 40-20 سال متوجه علائم بیماری MS می شوند. نوع این علائم و چگونگی پیشرفت آنها نیز بستگی به محل پلاکها در دستگاه عصبی مرکزی بیمار دارد. آسیب میلین مربوط به اعصابی که پیام عصبی را به ماهیچه ها می برند باعث ایجاد علائم حرکتی می شود ولی درگیری اعصابی که باعث انتقال حس می شوند سبب اختلال حواس مربوطه می شود. علائم معمولاً با خستگی غیر قابل توضیح و گنگ شروع می شود و بدنبال آن ضعف کلی بدن ایجاد می شود. البته این ضعف ممکن است فقط در یک پا و یا یک دست رخ دهد. بعضی از بیماران دچار تاری دید و یا دیددوگانه ( دود بینی ) می شوند. همچنین علائمی مثل کرختی و سوزن سوزن شدن صورت، دستها و پاها، بدن، اختلال تعادل ، لرز گیجی، اختلال در بلع و یا اختلال در صحبت کردن، از بین رفتن کنترل مثانه هم در بیماری MS مشاهده می شود.
بیماران زیادی که مبتلا به MS می باشند، دچار درد مزمن هم هستند و گروه کمی از این بیماران دردهای حاد را نیز تجربه می کنند که این دردهای حاد، ناگهانی و شدید بوده و اغلب در صورت و یا ناحیه کمر ایجاد می شوند.


روند بیماری MS کلاً غیر قابل پیش بینی است. این بیماری دارای مرحله علامتدار و فعال و مرحله نهفته است. بعضی از بیماران پس از مرحله علامتدار و فعال بیماری وارد یک مرحله نهفته طولانی می شوند که در آن علائم بسیار خفیف است. ولی بعضی دیگر با وارد شدن در هر مرحله فعال، طول مدت مرحله نهفته آنها کوتاهتر و کوتاهتر می شود و یا کلاً وارد مرحله نهفته نمی شوند. این بیماران که فاز نهفته کوتاهی دارند به احتمال بیشتری دچار ناتوانی های دائمی مثل فلج
می شوند. گرما و استرس هم می توانند باعث بدتر شدن علائم بیماری شوند. بسیاری از بیماران مبتلا به MS، افسرده هم می شوند گرچه محققان مطمئن نیستند که آیا افسردگی از علائم این بیماری است و یا فقط پاسخی به یک بیماری مزمن به شمار می رود. بیماری MS بطور کلی تأثیری بر روی طول عمر بیمار ندارد.


چگونه این بیماری تشخیص داده می شود ؟


پزشکان موقعی به MS مشکوک می شوند که بیمار نسبتاً جوان با علائم حرکتی و یا حسی که مرتباً حالت فعال و سپس خفته بخود می گیرد مواجه شوند. پزشکان مانند هر بیماری دیگری باید یک تاریخچه پزشکی دقیق را در کنار معاینه فیزیکی فرد قرار داده تا بتوانند به تشخیص MS نزدیک شوند. البته برای رسیدن به یک تشخیص قطعی باید مجموعه ای از تستها را برای کنار گذاشتن سایر بیماریهای مشابه انجام داد. بهترین وسیله برای نشان دادن نقاطی از دستگاه عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) که میلین در آنها از بین رفته است و پلاک ایجاد شده MRI است.
پزشک همچنین ممکن است « آزمایشات پتانسیل برانگیخته » را که می توان روی اعصاب و حواس مختلف مثل بینائی، شنوایی ، ... انجام داد، درخواست کنند. در این آزمایشات این اعصاب تحریک شده و سرعت انتقال پیام الکتریکی در آنها اندازه گیری می شود. بیماران مبتلا به MS پاسخ کندتر و آهسته تری نسبت به تحریک اعصاب از خود نشان می دهند. پزشک همچنین ممکن است آزمایش بررسی مایع مغزی- نخاعی ( که از طریق کمر این مایع گرفته می شود و بر روی آن آزمایشاتی انجام می گیرد ) را درخواست نماید. مایع مغزی – نخاعی در افراد مبتلا به MS حاوی سطوح بالای پروتئین و WBC سفید بالاتر از حد معمول است.

درمان بیماری MS چیست ؟
هنوز درمان قطعی برای MS پیدا نشده است. امروزه ترکیب درمان داروئی و درمان فیزیکی برای کاهش علائم و یا حتی به مرحله نهفته بردن بیماری توصیه می شود. درمان بیماری MS توسط یک تیم شامل متخصص مغز و اعصاب و متخصص درمان فیزیکی انجام می گیرد. استفاده از داروهای استروئیدی مثل متیل پردنیزون و پردنیزون برای تخفیف علائم بیماری مفید می باشند البته اگر در یک دوره کوتاه مدت مصرف شوند. استروئیدها همچنین می توانند به بهبود اشکالات بینائی در این بیماران کمک کنند. سایر داروها مثل « بتا اینترفرون » و « گلاتیامر » هم می توانند تعداد حمله های حاد بیماری را کاهش دهند. داروهای اخیر که تزریقی هستند باعث جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به پوشش اعصاب میلین می شوند. سایر داروها هم ممکن است برای رفع علائم همراه بیماری مثل افسردگی، مشکلات ادراری و یا اسپاسم عضلات مورد استفاده قرار گیرند. اسپاسم عضلات بخوبی به تزریق « سم بوتولینوم » پاسخ می دهد که با رفع اسپاسم، درد ناشی از آن نیز بر طرف می شود. بیماران با مشکلات شدید مثانه ممکن است برای تخلیه ادرار خود به نصب لوله ادارای نیاز پیدا کنند. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنینهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچار آن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهند. برای رفع خستگی نیز علاوه بر بعضی از داروها، تنظیم روش زندگی خود برای قرار دادن دوره های مکرری از زمان جهت استراحت و تجدید قوا می تواند مفید باشد.
نکاتی در مورد مراقبت بیمار مبتلا MS از خود هنوز محققان راهی را که بتوان از ابتلا به MS جلوگیری کرد، پیدا نکرده اند. اگر فردی تشخیص MS روی او گذاشته شد، در قدم اول و مهمترین مورد حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از وی است تا او خود را تنها احساس نکند. البته نکاتی را هم خود بیمار مبتلا به MS باید رعایت کند از جمله استفاده از یک روش صحیح و سالم برای زندگی، مصرف منظم داروهای تجویز شده، برنامه منظم برای فعالیت فیزیکی و ورزش، داشتن استراحت به میزان کافی که می تواند فرد را به وضعیت بهتری از سلامت رهنمون شود. همچنین کاهش سطوح استرس فرد بیمار می تواند در کاهش علائم او مؤثر باشد. همچنین اجتناب از فعالیت زیاد در محیطهای بیرون خصوصاً در هوای زیاد گرم که می تواند باعث تشدید بیماری شود، لازم است. حمام سونا، وان حاوی آب خیلی گرم، دوش با آب گرم گرفتن همگی می توانند باعث بدتر شدن علائم شوند که پرهیز از آنها مفید بنظر می رسد.

مطالعات تازه درباره تجربيات در آستانه مرگ


پزشکان 25 بيمارستان در انگلستان و آمريکا قرار است روي تجربه هاي نزديک به مرگ افرادي که دچار حمله قلبي شده اند، مطالعه کنند.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، آنها روي هزار و 500 بيمار مطالعه خواهند کرد تا دريابند که آيا افراد فاقد ضربان قلب يا فعاليت مغزي مي توانند تجربه هاي «خارج از کالبد» داشته باشند.

بعضي از اين افراد گزارش داده اند که تونل يا نور شديد ديده اند و برخي هم مي گويند که از سقف به تيم پزشکي نگاه مي‌کرده اند.

در اين پژوهش که سه سال طول خواهد کشيد و با همکاري دانشگاه ساوت‌هامتون انجام مي شود، تعدادي تصوير در مکان‌هايي در اتاق قرار داده شده که فقط از سقف قابل رويت است.

دکتر سام پرنيا، سرپرست اين مطالعات مي گويد: «اگر بتوانيم نشان دهيم که هشياري پس از توقف کار مغز ادامه پيدا مي‌کند، آن وقت مي توان اين احتمال را داد که هشياري پديده اي مستقل است.»

«احتمال زيادي وجود دارد که ما به موارد زيادي از اين اتفاق برخورد کنيم اما بايد نگاه بازتري به قضيه داشته باشيم. اگر کسي نتواند اين تصاوير را ببيند به اين معناست که تجربه‌اي اين چنيني تنها تصورات واهي و يا خاطرات غير واقعي بوده اند.

اين معمايي است که حال قرار است موضوع يک پژوهش علمي شود.»

دکتر پرنيا در بخش مراقبت هاي ويژه کار مي کند و در طول فعاليت‌هاي روزانه خود در محل کار احساس کرده که علم به اندازه کافي به موضوع تجربه هاي در آستانه مرگ نپرداخته است.

او معتقد است كه برخلاف باور عموم، مرگ يک لحظه خاص نيست بلكه روندي است که با توقف ضربان قلب آغاز مي شود، فعاليت ريه‌ها متوقف مي شود و مغز از کار مي افتد.»

به گفته دکتر پرنيا، «پس از اين لحظه، دوره اي آغاز مي شود که ممکن است از چند ثانيه تا يک ساعت يا بيشتر طول بکشد و طي آن اقدامات فوري پزشکي ممکن است بتواند فعاليت قلب را دوباره آغاز و روند مرگ را معکوس کند.»

دکتر پرنيا و همکارانش فعاليت مغزي هزار و 500 نفر را که پس از ايست قلبي زنده مانده اند، تحليل خواهند کرد و اين موضوع را بررسي خواهند کرد که آيا اين افراد تصاوير داخل اتاق را ديده اند يا نه.

چندين بيمارستان در انگلستان و آمريکا در اين آزمايش شرکت خواهند کرد.

داخل نان ساندويچي را خالي نكنيد

رئيس اداره بهبود تغذيه وزارت بهداشت با تاكيد بر ضرورت تغيير فرهنگ غذايي و ارتقاي فرهنگ غذايي جامعه گفت: ممكن است بسياري از افراد جامعه نسبت به ارزش غذايي بالاي نان‌هاي ساندويچي (باگت) بويژه قسمت مياني آن آگاهي نداشته باشند. متاسفانه مشاهده مي‌شود قسمت مياني اين‌ نان‌ها زائد تصور شده و استفاده نمي‌شود؛ اين در حالي است كه ماده مغذي اين بخش از نان بسيار بيشتر از قسمت خارجي آن است.

دكتر ترابي در گفتگو با ايسنا افزود: در سنين ميانسالي بيماري‌هاي قلبي - عروقي در رتبه اول بيماري‌ها قرار دارند كه شايع‌ترين عامل بروز اين بيماري‌ها‌ چاقي و كاهش مصرف ميوه و سبزيجات است.


وي با اشاره به بيماري‌هاي مزمن غيرواگير و ارتباط بروز آنها با تغذيه گفت: مصرف غذاهاي ناسالم در طولاني مدت مي‌تواند به شكل مزمن بيماري‌هاي غيرواگير مانند افزايش فشار خون، پوكي استخوان، سرطان، ديابت و چاقي را به دنبال داشته باشد.


وي، فست‌فودها مثل سوسيس، كالباس، مواد غذايي كنسروي و موادي از اين قبيل را مخل سلامت انسان دانست و گفت: صرف نظر از مواد افزودني به كار رفته در اين اقلام خوراكي، در تهيه اين مواد‌غذايي به ميزان زيادي از نمك و روغن استفاده مي‌شود كه تجمع اين مواد در بدن مي‌تواند زمينه‌ساز فشار خون و چربي خون بالا، چاقي و پوكي استخوان باشد.

رژیم غذایی مردان و زنان متفاوت است

نتایج تحقیقات دانشمندان استرالیایی نشان می دهد که به دلیل تفاوتهای آناتومی و متابولیکی که بین زنان و مردان وجود دارد این دو جنس باید از رژیمهای غذایی مختلفی پیروی کنند.

به گزارش پايگاه زيست شناسي ايران بنقل از خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ولز جنوبی نو در سیدنی و دانشگاه مسی در ویلینگتون دریافتند که رژیم غذایی موثر برای مردان نمی تواند همان اثرات را روی زنان بگذارد. بنابراین زنان و مردان باید رژیمهای غذایی مختلفی داشته باشند.

به گفته این محققان، مردان به انرژی بیشتری نسبت به زنان نیاز دارند بنابراین کمیت غذای مردان باید زیاد باشد در حالی که زنان به رژیم غذایی نیاز دارند که کیفیت بالاتری داشته باشد.

براساس گزارش نیوسانتیست، نتایج این تحقیقات که در مجله Current Biology منتشر شده است نشان می دهد که مردان بیش از زنان عمر می کنند و موفقیت بیشتری در تولید مثل دارند بنابراین به رژیم غذایی نیاز دارند که نسبت هیدرات کربن به پروتئین آن 8 به یک باشد درحالی که این نسبت در زنان یک به یک است.

این بدان معنی است که مردان بیش از خوردن گوشت بیشتر به خوردن غلات نیاز دارند درحالی که زنان نسبت به مردان به پروتئین بیشتری نیاز دارند و باید گوشت و لبنیات بیشتری مصرف کنند.

نتایج این تحقیقات می تواند در این خصوص توضیح دهد که چرا وقتی زنان از همان رژیم غذایی مردان استفاده می کنند اضافه وزن دارند و بنابراین بیش از مردان برای کاهش وزن به رژیمهای لاغری سخت متوسل می شوند.